برندینگ عاطفی و تاثیرگذاری روانی

برندینگ عاطفی و تاثیرگذاری روانی


بازدید : 595 نفر

در دنیای امروز سرمایه واقعی اغلب سازمان ها و شرکت ها “برند” آن هاست و شرکت ها ارزش خود را در ذهن و اخیرا در سیستم عصبی مشتریان و خریداران خود جستجو می کنند. در واقع برند ارزش ویژه ای را برای محصول از طریق متمایز کردن آن نسبت به رقبا ایجاد می کند

در سال 2013 فوربز مطلبی با عنوان کمپین های تبلیغاتی فراموش نشدنی منتشر کرد که در آن اشاره شده بود که کمپین های تبلیغاتی واقعا به یاد ماندنی سبب پاسخگویی سیستم عصبی و واکنش عمیق احساسی (همانند شادی، شگفتی و حیرت، شوک، الهام بخشی، انگیزش، حس شفقت و تعجب و …) می شوند. اگر تبلیغات و کمپین و شعارهای تبلیغاتی شما بتواند چنین دستاوردی کسب کند، شانس به شما روی آورده و با شما خواهد ماند.

مارک گوبه” که واژه “برندینگ عاطفی” را نخستین بار در کتابی به همین نام مطرح کرده، می گوید: «مشتریان هرگز پیام های شما را به یاد نمی آورند بلکه لحظات را به یاد می آورند! به عبارت دیگر مردم اغلب به یاد ندارند که شما چه کرده اید یا چه گفته اید بلکه آنان همواره به یاد خواهند داشت که شما چه احساسی در آن ها ایجاد کرده اید

در جریان نظرسنجی های مختلفی که از سوی کارشناسان بازاریابی و برندینگ صورت گرفته، این موضوع در دنیای کسب و کار روشن شده است که اکثریت مصرف کنندگان نه بر اساس منطق و مشخصات کالای مورد نظر بلکه بر اساس انگیزه های احساسی و ارتباط عاطفی خود با یک برند، کالاها را انتخاب کرده و می خرند.

بر این اساس شاید با درک “برندینگ عاطفی” تا حدی روشن شود که چرا برخی ارتباطات و شگردهای بازاریابی شرکت های تجاری بسیار خشک و بی ارتباط با مخاطب یا مصرف کننده تلقی شده و بنابراین ناتوان در جلب مخاطبان و گروه های هدف بوده است.

طبق تعریف ارائه شده  “Emotional Branding”  یا برندینگ عاطفی اصطلاحی در ارتباطات بازاریابی است که بر ایجاد مارک های تجاری استوار است که به طور مستقیم به شرایط عاطفی و روانی مشتریان، نیازها و آرزوهای آن ها اشاره دارد.

اساسا برندینگ عاطفی نوعی تلاش برای ایجاد عشق و ارتباط عاطفی میان مصرف کننده با یک کالاست و بر اساس درک این که رفتار انسان ها عمدتا نه بر اساس عقل و منطق که برخاسته از احساسات آن هاست.

برندینگ عاطفی” یا نام تجاری عاطفی شامل مسائلی چون مزیت های عاطفی یا احساسی در مصرف کالا، باورهای منطقی (از نظر اقتصادی و اجتماعی) و ارتباط متقابل با مصرف کنندگان و نیز به معنی ترویج و تقویت این روابط در درازمدت است.

طبق همین دیدگاه بازاریابان و صاحبان کسب و کار باید بدانند که برندینگ نه تنها مسائل مربوط به حضور و دیده شدن  برند در همه جا و کارکرد درست کالای تولید شده پس از خرید است، بلکه همچنین درباره پیوندهای عاطفی با مصرف کنندگان در زندگی روزمره آن هاست. در تبلیغات و بازاریابی باید به احساسات مصرف کننده به نحوی توجه شود که میل به مصرف دوباره آن کالا را در او ایجاد کرده و آنان را مبدل به خریداران وفادار کالای خود سازد.

در تبلیغات برای رسانه های اجتماعی، مشتریان همان مصرف کنندگانی هستند که فعالانه در جستجوی برندهایی هستند که نیازهای عاطفی آن ها را تامین کند و به آرزوها و نگرانی هایشان توجه داشته باشد و نه تنها در جستجوی چنین پیوندهای عاطفی هستند بلکه آنان همچنین تجربه های احساسی خود را با برند مورد نظر خود با دیگر گروه ها و جامعه های آنلاین در شبکه های مختلف اجتماعی در میان می گذارند.

در حال حاضر ارتباط متقابل میان برندهای محبوب و مشتریان آن ها به عنوان عامل قدرتمند و تعیین کننده ای در کسب و کار و تجارت محسوب می شود.

  میترا اسدنیا

منبع : روزنامه اطلاعات